
این داستان در سال ۱۹۶۶ اتفاق افتاد. ریاضیات جدید به چرخهی تدریس مدارس وارد شد و مشق شب تبدیل به خطوطی آشفته از اعداد، مجموعهها و مبناهای مختلف شد. والدین در جواب سوال فرزندان خود که میپرسیدند، عدد ۱۷ در مبنای ۵ چند میشود و یا مجموعهی تهی به کدام مجموعهها تعلق دارد، فقط سر خود را میخاراندند. ولی در عرض دو ماه همانطور که همهی این مطالب را باد آورده بود، باد برد.
چیزی که کسی به آن اهمیت نداد این بود که ما در حال یادگیری ریاضیات جدید هستیم. ما همیشه بدنبال کاربردهای ممکن این ریاضیات بودیم و میخواستیم رابطهی آن را با مجموعهی پستانداران یا مهرهداران درک کنیم. در واقع، چیزی که ما بدنبال آن بودیم، اصلاً کاربرد ریاضیات جدید نبود. ریاضیات همیشه در جنبههای کاربردی سخت بوده است. این داستان برای این مطرح میشود که در سطح پایین، کامپیوتر اعداد را بصورتی که ما در مبنای ۱۰ استفاده میکنیم، درک نمیکند. کامپیوترها، با کمی اغماض، در مبناهای ۲ و ۱۶ کار میکنند. اگر میخواهید پاسکال یاد بگیرید، میتوانید این مبناهای فضایی را فراموش کنید و یا اینکه با آنها بعنوان مبحثی پیشرفته در نظر بگیرید. ولی اگر بدنبال یادگیری زبانهایی مانند اسمبلی و یا برنامه نویسی در سطح سیستم هستید، درک این دو مبنای عددی برای شما یک ضرورت است. پس اول باید یاد بگیری که چگونه شمارش کنیم، البته به روش مریخیها.










